تبلیغات
شعر و حرف های خواندنی - شعرهای شیرین جان

شعرهای شیرین جان

چهارشنبه 14 شهریور 1386 12:09 ب.ظ

نویسنده : پویان
ارسال شده در: عمومی ،

با سلام خدمت بچه های خوب و عزیزی که به این وبلاگ سری زدن و ما رو با نظراتشون مستفیض کردند. خوب من نمی تونم اسم یار را بر زبان بیاورم ولی« بین من و تو دریایی است که با عشق، آن را پر می کنم بگذار در دریای عشق تو عاشق باشم و با عشق تو زندگی کنم. یاد تو، شیرین تر از زندگی است.در شبهای تنهایی با ستارگان راز عشق تو را می گویم و به آنها خیره می شوم و زیر لب نام تو را بر لب می آورم. لبانم از تکرار اسمت خستگی ندارد ولی افسوس . . . .

به ماه می نگرم و چهره زیبای تورا مجسم می کنم ولی: 

         تو را سری است که با ما فرو نمی آید  

                                         مرا دلی است که صبوری از او نمی آید

عشق تو طلوعی بی غروب در زندگی من است، ای یار من فرهادت با عشقت به جنگ کوه سرد زندگی میروم و امیدوارم در این راه اهورامزدا مرا یاری کند.»

خوب اینم چرت و پرتای من بود امیدوارم با نظرات گلتون من و در نوشتن کمک کنید، ولی انتظار به سر اومد و اشعار رو برای شما می زنم سر وبلاگ  البته این شعرها مال من نیست بلکه مال شیرین خانم است.

بیا با هم بریم زیر بارون

باید برم زیر بارون

روی خیس خیابون

چترمو بذارم توی ایون

باید برم زیر بارون

هم نفس جاری با آب ناودون

جاری بشیم زیر سقف آسمون

باید بریم زیر بارون

بگیرم قلبتو توی نمنم خیس آسمون

باید برم زیر بارون

داد بزنم با سکوتم آهای مردم

من اومدم زیر بارون

تا که عاشق شم به بلندی آسمون

                                                                                   شیرین

خب این هم شعرهای شیرین جان. من می خوام نظر شما رو راجع به اینکه  عکس و آهنگ رو در این وبلاگ بزنم جویا شوم. البته عکس های عاشقانه که با احساس من و تو هم آشنا باشد. من تازه فهمیدم آدم تا عاشق نشود هیچ شعر یا کارهای هنری دیگری از او بر نمی آید منم از وقتی عاشق شدم به گفتن مطالب عاشقانه روآوردم. تا پست بعدی در پناه اهورامزدا عاشق باشید.  




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 20 شهریور 1386 07:09 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30